ثبت نام کنید
خرید نهایی 0

خرید فیلم درمیان ابرها

وضعیت : موجود

قیمت : 2,500 تومان

افزودن به سبد خرید

مشخصات

مشخصات کلی

کارگردان سید روح الله حجازی
کارگردان سید روح الله حجازی
هنرمندان الناز شاکردوست ،یونس غزالی
هنرمندان الناز شاکردوست ،یونس غزالی
تهیه کننده سعید سعدی
تهیه کننده سعید سعدی
نوع فیلم
نوع فیلم
نوع فیلم
نوع فیلم
نوع فیلم
نوع فیلم
نوع فیلم
نوع فیلم
نوع فیلم
نوع فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
موضوع فیلم
موضوع فیلم
موضوع فیلم

توضیحات بیشتر

کارگردان    روح‌الله حجازی
تهیه‌کننده    سعید سعدی
نویسنده    محمدرضا گوهری

بازیگران
الناز شاکردوست
یونس غزالی
رضا مختاری
بهمن عیوق
مالک حدپورسراج
مهرداد ضیایی
فرید کشکولی
مهران امام بخش
امیر سفیری
سعید وکیلی
مهدی ملاک
نوید محمدزاده
مجتبی دربندی
احسان عاضدی
حسین حیدری
رئوف دلفی
فیلم‌برداری    فرشاد محمدی
مدت زمان۹۰ دقیقه

نگاهي به فيلم “در ميان ابرها”


نويسنده: محمد عمراني

بي مرزي عشق
در مرز شلمچه، گاريچي هاي نوجوان زيادي هستند كه بار مسافراني را كه بين ايران و عراق رفت و آمد دارند جابه جا مي كنند. يكي از آن گاريچي ها، نوجواني به نام “مالك” است كه سخت دلبسته دختري عراقي به نام “نورا” كه بيست و چند سال سن دارد شده است.
 “نورا” كه هر ماه براي گرفتن حقوق بازنشستگي پدر بزرگش به ايران مي آيد در سفر اخيرش با پيرمردي آمده كه قصد بردن جنازه پسرش را از ايران دارد. “مالك” مي كوشد با كمك به آنها در اين كار، به دختر عراقي نزديك تر شود و در حالي كه راننده كلاهبردار وانت، آنها را با تابوت در بيابان ها تنها مي گذارد. “مالك” گاري اش را براي حمل تابوت مي آورد. در همين مسير است كه به “نورا” ابراز عشق مي كند و...
 فيلم سينمايي “در ميان ابرها” كه با ماجراي گفته شده آغاز مي شود، در جشنواره فجر سال 87 به عنوان بهترين فيلم اول يك كارگردان مورد توجه قرار گرفت. اولين ساخته روح الله حجازي كه متولد 1358 در آبادان است از گونه فيلم هاي كم خرج و در عين حال داراي كيفيتي است كه مورد توجه جشنواره هاست. ماجراي فيلم به قول خود “حجازي” در گفتگو با يكي از روزنامه ها، “در حقيقت قصه عشقي است كه بين يك پسر ايراني و يك دختر عراقي، درست روي خط مرزي اين دو كشور، شكل مي گيرد، 2 نفر نسل سومي از 2 كشوري كه سال ها بين آنها جنگ بوده و هنوز هم آثارش را بر جبين دارند”
 بيشتر زمان فيلم، در نماهاي خارجي مي گذرد و منظره بيابان هاي خشك و بي آب و علف، پس زمينه اكثر نماهاست.
 در اين اثر، هيچ گونه لانگ شاتي به چشم نمي خورد و اغلب نماها، بسته و يا دستكم متوسط اند. (مديوم شات)
 ايده اصلي فيلم چندان تازه نيست، اما در آن به مقوله عشق با نگاهي متفاوت پرداخته شده، شخصيت پردازي و فضاسازي “در ميان ابرها” به محيطي كه ماجراي داستان در آن روي مي دهد وابستگي تام و تمام دارد. اين فيلم ساختاري ساده و بدون آرايه دارد، ضرباهنگ آن، گاه آنچنان اوج مي گيرد كه تماشاگر را نيز با اضطراب هاي “مالك” شريك مي سازد و تنهايي او در محيط هاي بياباني، همدلي بيننده را با وي بيشتر مي كند. شخصيت اصلي فيلم “نورا” (كه الناز شاكردوست ايفاگر نقش آن است) تنها بازيگر حرفه اي فيلم است كه “حجازي” هوشمندانه او را انتخاب و در كنار نابازيگران قرار داده است و همين موضوع نقشي را كه انصافا اجراي دشواري دارد، دلپذير كرده است.
 حتي لهجه عربي دست و پاشكسته شاكر دوست در اين فيلم با ترفندهاي حساب شده كارگردان (مانند شيطنت هاي پنهاني نورا و...) نه تنها باعث دلزدگي تماشاگر نمي گردد بلكه به باورپذيري بيشتر آن نيز كمك كرده است.
 قسمت هاي زيادي از فيلم فاقد موسيقي است و در بخش هايي نيز كه موسيقي متن گذاشته شده، سنجيده و حساب شده است.
 به قول دوستي، عشق ساده مطرح شده در اين فيلم، بسياري از هدف هاي نشانه شناسي ديگر را تحت الشعاع خود قرار داده است، مثل رابطه ميان مرزها و عشق ها.
 اينكه شخصيت محوري فيلم “نورا” يك دختر عرب است و اهل عراق (كشوري كه سال ها گلوله بر سرمان ريخته) و “مالك” نوجواني كه هم كم سن و سال تر از اوست و هم زبان عربي نمي داند و اهل ايران است و اين شايد اشاره اي به موضوع بي مرزي عشق باشد. چيز ديگري كه در اين فيلم شاهد آن هستيم، نزديك بودن نوشته هاي روي گاري ها ( از هر دو سوي مرز) به يكديگر است كه فراتر از تقسيم بندي مرزها و كشورهاست. و در آخرين سكانس ها، وقتي “نورا” چراغ اتاق هتل را خاموش مي كند و كنار “مالك” مي نشيند (با آنكه شايد در پي پر كردن يك خلاء عاطفي باشد) “مالك” كه صداي نفس هاي پر اضطرابش بلند و بلندتر مي شود ناگهان خويشتندارانه، اتاق را ترك مي كند تا نشان دهد كه “عشق” در وجود او به “بلوغ” و “تكامل” رسيده است. عشقي پاك و بي آلايش. ناگفته نماند كه با همه آنچه گفته شد فيلم، ضعف هايي نيز دارد كه البته در اولين اثر كارگردان قابل اغماض و چشم پوشي است.
 داستان فيلم حفره هاي خالي زيادي دارد و همين موضوع در برخي سكانس ها از جدي شدن و عمق تعليق ها مي كاهد مثل فصل انتظار مالك براي نورا يا سفر به شهر مشهد كه مستقيم مي رود به هتل محل اقامت او و يا... عيب ديگر اين فيلم جمع شدن همه اطلاعات در انتهاي قصه است كه آن هم به طور كامل و شفاف با تماشاگر در ميان گذاشته نمي شود و...حرف آخر اينكه عشق افلاطوني “مالك” به “نورا” كه در رديف عشق ها و دل باختگي هاي ليلي و مجنوني و شيرين و فرهادي قرار مي گيرد اگر چه محكوم به شكست مي باشد اما در پيشينه فرهنگي ما ايرانيان قابل احترام است.
     
 محمد عمراني

 روزنامه رسالت، شماره 6743 به تاريخ 10/4/88، صفحه 6 (فرهنگي)

نظرات کاربران







نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر