ثبت نام کنید
خرید نهایی 0

خرید فیلم ایرانی دست های خالی

وضعیت : موجود

قیمت : 2,500 تومان

افزودن به سبد خرید

مشخصات

مشخصات کلی

کارگردان ابوالقاسم طالبی
کارگردان ابوالقاسم طالبی
هنرمندان خسرو شکیبایی ، مریلا زارعی
هنرمندان خسرو شکیبایی ، مریلا زارعی
تهیه کننده مسعود رایگان و محمدرضا تختکشیان
تهیه کننده مسعود رایگان و محمدرضا تختکشیان
نوع فیلم
نوع فیلم
نوع فیلم
نوع فیلم
نوع فیلم
نوع فیلم
نوع فیلم
نوع فیلم
نوع فیلم
نوع فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
مدت فیلم
موضوع فیلم
موضوع فیلم
موضوع فیلم

توضیحات بیشتر

مروری بر فیلم سینمایی دستهای خالی
مروری بر فیلم دستهای خالیدست های خالی داستان زندگی دختری جوان به نام حوریه (مریلا زارعی) است که متوجه رفت و آمدهای مشکوک مادرش، مریم (فاطمه گودرزی)، می شود. این سوء ظن با مزاحمت هایی تلفنی دو چندان می شود تا اینکه حوریه پی می برد مادر به دیدن همسر آزاده اش، امیرحسین (خسرو شکیبایی) می رود که پس از آزادی از اسارت در بیمارستان ویژه ی معلولین جنگی بستری است.
حوریه به خاطر آرامش پدر که دچار حمله های عصبی ناشی از موج گرفتگی است و نیز تشدید مزاحمت های تلفنی به همراه پدر و مادر به شمال کشور سفر می کند و در آنجا درگیر قتلی ناخواسته می شود و از این جاست که داستان در مسیری دیگری می افتد.
طالبی در آخرین اثرش گوشه چشمی به قدرت جادویی و کهن قصه گویی در جذب مخاطب داشته است و تمام تلاش خود را به کار بسته تا فیلمی با سر و شکلی آبرومند بسازد، اما دغدغه های همیشگی این بار نیز او را آزاد نگذاشته است و فیلمی را که او می توانست در مسیری صحیح به مقصدی قابل دفاع برساند، به سراشیبی شعار و ملال و تکرار سوق داده است.
نیمه ی ابتدایی فیلم قابل تحمل و حتی در بعضی سکانس ها دلنشین است. روابط میان شخصیت ها، گره افکنی و ایجاد تعلیق و حتی اشاره به مشکلات جسمی و روحی جانبازان جنگ تحمیلی ( بدون در نظر گرفتن تصاویر کلیشه ای و گذرای فیلمساز از رنج رزمندگان فراموش شده در آسایشگاه ) خوب از کار در آمده است و طالبی نیز در به درست تصویر کشیدن آن ها چیزی کم نگذاشته است؛ حتی فصل حضور حوریه و پدر و مادرش در آن خانه ی روستایی در دل طبیعت و سکانس های موتیف وار چیده شدن سفره های رنگین غذاهای ایرانی ممکن است به مذاق بیننده خوش بیاید.
ولی مشکل درست از زمانی آغاز می شود که کارگردان / فیلمنامه نویس از جمع و جور کردن داستانش پس از انجام آن قتل در می ماند. طالبی حتی نمی تواند زمینه چینی مناسبی برای وقوع این جنایت فراهم کند و سوالات زیادی را برای بیننده بی جواب می گذارد.
اینکه چرا آن دختر معتاد برآمده از طبقه ی مرفه ملعبه ی دست مردی شده است که به خاطر شهادت تنها پسرش در زمان جنگ، قصد آزار و اذیت امیرحسین و خانواده اش را دارد؟ یا اصلا این مرد کیست که هم در منزل مقابل خانه ی امیر حسین سکنی گزیده و او را زیر نظر دارد و هم در شمال سر و کله اش پیداست؟ چرا فیلمساز از نشان دادن این مرد طفره می رود؟
اگر طبق گفته ی شاهدان محلی، پاتوق همیشگی آن دختر معتاد در قهوه خانه ی محل وقوع قتل بوده، پس چطور می توانسته در ابتدای فیلم حوریه را در تهران زیر نظر بگیرد؟ حضور اسرار آمیز آن راننده ی کامیون (حسن شکوهی) که در دادگاه نیز برای ادای شهادت حاضر می شود، چه معنای دراماتیکی می تواند داشته باشد؟ آیا او در قتل نقشی داشته است؟
موقعیت نمایشی اتهام قتل به یک شخصیت بی گناه، از آن دسته ایده های همیشه جذاب و تماشاگرپسند است که حتی می تواند باعث نجات یک فیلم شود؛ اما متاسفانه طالبی بسط و پرورش این موقعیت ناب را فدای سطحی نگری کرده است.
ورود همرزمان امیرحسین در نیمه ی دوم اثر هیچ کمکی به بهبود روند حرکتی فیلمنامه نمی کند و حضور آنها جز در شلوغ کردن صحنه ها و بستن دست کارگردان در ارائه ی میزانسنی درست و حسابی کارکردی ندارد. جدا از این کاراکترهای تکراری (به راستی در چند فیلم دیگر قرار است اصغر نقی زاده نقش یک رزمنده ی گوشه نشین و معترض و بامزه را بازی کند؟)، شخصیت های اصلی نیز قالبی تیپ گونه دارند و بازی هنرپیشگان این نقش هاست که توانسته این پرسوناژها را از حالتی تک بعدی خارج کند و برای تماشاگر ملموس بسازد.
خسرو شکیبایی و فاطمه گودرزی فراتر از کاراکترهایشان ظاهر شده اند (به راستی اگر شخصیت مریم از داستان حذف می شد آیا آسیبی جدی به فیلمنامه وارد می آمد؟). مریلا زارعی بی شک یکی از بهترین نقش آفرینی های خود را در این فیلم ارائه کرده است.
مصداق این ادعا گریه ی آمیخته به خنده اش در سکانس رانندگی در پشت فرمان ماشین و در حال گوش سپردن به صدای پدرش است.
اما اوج بازی او را می توان در مونولوگ نسبتا طولانی اش در فصل ماقبل آخر فیلم در زندان شاهد باشیم که زندگی حوریه را با خاموش کردن شمع های کیک تولد مرور می کند. اجرای مثال زدنی مریلا زارعی در این سکانس در ردیف بازی کوتاه و به یاد ماندنی اش در فیلم سربازهای جمعه (مسعود کیمیایی) قرار می گیرد. مسعود رایگان نیز نقش آدم دائم الخمر بریده از اعتقادات را بسیار خوب بازی کرده و اگر شخصیت پردازی کاراکتر سنجری در فیلمنامه به خوبی اجرای بازیگرش بود، قطعا با پرسوناژی بی نظیر روبرو بودیم. کنایه های سطحی و شبه ژورنالیستی طالبی به اوضاع و احوال نابسامان اجتماعی با بافت اثر همخوانی ندارد و تنها حالت از این شاخه به آن شاخه پریدن را به خود گرفته است.
اشاره های به ظاهر معنادار اما بسیار نخ نما به آن دختر بینی عمل کرده ی کم هوش، نوع آرایش موی برادر دوست حوریه، شکل گریم و طرز رفتار اغراق آمیز مقتول و تاکید بر استعاره های قدیمی و دم دستی نظیر ماهی های گرفتار شده در صید از این قبیل نمونه ها هستند که پیش از این هم در دیگر فیلم های ابوالقاسم طالبی به شکل هایی دیگر شاهد آن ها بوده ایم. اما در این میان نکته ای که باعث به هدر رفتن تمام زحمات عوامل فیلم شده است، استفاده از معجزه، آن هم به ضعیف ترین و کلیشه ای ترین شکل ممکن، در پایان فیلم و به عنوان گره گشایی داستان است که برخلاف تصور کارگردان، کارکردی معکوس پیدا کرده است و با هیچ سنجاقی نمی توان آن را به پیکره ی درام فیلم الصاق کرد.
این نوع نشان دادن معجزات الهی و کرامات بزرگان دینی که چند سالی است در سینمای ایران و در قالب ژانر مبهم و بی معنای معناگرا مرسوم شده، نشان عدم تسلط سینماگران در شناخت این قبیل موضوعات مهم است و تنها در بیننده دافعه ایجاد می کند و به شکلی ناخواسته ذهن او را نسبت به بار معنوی این کرامات مذهبی مشکوک می سازد.
در مقایسه با آثاری نظیر ویرانگر، آقای رییس جمهور و نغمه، آخرین ساخته ی ابوالقاسم طالبی شاید از حیث فضاسازی و توجه به عناصر سینمایی پیشرفتی امیدوارکننده در کارنامه ی فیلمسازی او به حساب بیاید، اما به مانند بسیاری از فیلم های روز سینمای ایران، در پایان احساسی در بیننده به وجود نمی آورد و اگر هم با او در طول زمان نمایش اش ارتباطی برقرار کرده است، همه را با سهل انگاری از بین می برد. دست های ابوالقاسم طالبی از مصالح لازم و کافی جهت به سرانجام رساندن قابل قبول درام اثرش به راستی خالی است.
امیررضا نوری پرتو
منبع : سایت سیمرغ
........................................................................................................................................
شناسنامه فیلم :

‏...................................................... ‏

کارگردان:  ابوالقاسم طالبی ‏

بازيگران: خسرو شکیبایی، فاطمه گودرزی، مریلا زارعی، مسعود رایگان، اصغر نقی زاده ‏

‏...................................................... ‏

ديگر عوامل: ‏

فیلمنامه: ابوالقاسم طالبی تهیه کننده: محمدرضا تخت کشیان مدیر فیلمبرداری: محمد ‏آلادپوش، تورج منصوری تدوین: نازنین ‏مفخم موسیقی: ستار اورکی طراح صحنه و لباس: علی ‏عابدینی طراح چهره پردازی: مهری شیرازی صدابردار: عباس رستگارپور ‏صداگذار: علیرضا ‏علویان ‏

‏...................................................... ‏

خلاصه داستان: اين فيلم ماجراي همسر شهيدي را روايت مي كند كه درصدد است زندگي ‏جديدي را آغاز كند، اما دخترش ‏موانعي را بر سر راه او ايجاد مي كند تا زن با دشواري هاي ‏متعددي مواجه شود و... ‏

‏...................................................... ‏

يادداشت: - « دست های خالی » پس از « جنگ کودکانه » ششمین فیلم بلند ابوالقاسم ‏طالبی در مقام کارگردان است. - ‏کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (خسرو ‏شکیبایی) از یازدهمین جشن خانه سینما - 1386 - کاندید سیمرغ ‏بلورین بهترین بازیگر نقش ‏اول زن (مریلا زارعی) از یازدهمین جشن خانه سینما - 1386 - کاندید سیمرغ بلورین بهترین ‏بازیگر ‏نقش مکمل زن (فاطمه گودرزی) از یازدهمین جشن خانه سینما - 1386
زندگینامه کارگردان :‏

ابوالقاسم طالبی که اینک به جدیدترین ساخته اش  "دست‌های خالی" بر پرده سینمای عصر جدید ممکو ‏نمایش داده می شود از جمله  فیلمسازهایی است که آثارش به بیانیه‌ای آشکار برای ارائه‎ ‎نقطه‌نظراتش ‏تبدیل می‌شوند‎. ‎‏ و به وضوح نشان داده است که بینش او حول و حوش جنگ و مسائل سیاسی دور می ‏زند با نگاهی به کارنامه او در طی این 6 فیلم بلند سینمایی که ساخته است می توان به این حقیقت پی ‏برد بخشی از آنهم شاید برگرفته از رشته تحصیلی او باشدچون وی دانش آموخته  رشته حقوق قضایی ‏است. اما  فعالیت هنری را با نگارش قصه های‎ ‎کوتاه شروع کرد و اولین نمایشنامه خود را با نام "آن کس ‏که می داند" در اصفهان‎ ‎نوشت. پس از ساخت چند فیلم کوتاه و ویدئویی فعالیت سینمایی را سال 1371 ‏با دستیار‎ ‎کارگردانی جواد شمقدری در فیلم "بر بال فرشتگان" آغاز کرد. طالبی مدتی هم کار‎ ‎مطبوعاتی را ‏با نشریه "سینما ویدئو" تجربه کرد ه است ‏‎. ‎‏ ولی مثل اینکه وی همیشه چند فاز از موضوعات روز عقب ‏است دلیل این تاخیر هر چه باشد باعث می شود که او کارگردانی بروز نباشد !  مثلا توجه او به سینمای  ‏اکشن در سال 74، توجه به افغان ها در سال 1382،‎ ‎توجه به بحران عراق در سال 1383، توجه به توطئه و ‏مسائل سیاسی در سال 1379 چون او نویسنده تمام آثارش هم می باشد

ویرانگر‎" ‎محصول سال 1374 است. فیلمی درباره توطئه گروههای‎ ‎سیاسی ضدرژیم (موساد) که به دنبال ‏خود اکشن و تعقیب و گریزهای معمول فیلم های دهه‎ ‎شصت و اوائل انقلاب را به همراه دارد. فیلم از ‏الگوی آشنای این گونه آثار پیروی و‎ ‎در طراحی روابط گروهها و تقابل آنها مانند نمونه های مشابه و طبق ‏پیش بینی حرکت می‎ ‎کند‎. ‎

طراحی نمایشی‎ ‎روابط به گونه ای که شوهر خواهر مأموری که برای ضربه زدن به رژیم آمده، یک افسر‎ ‎اطلاعاتی است و خود به خود مسائل این دو گروه به جای پراکنده شدن، به نوعی در یک‎ ‎مسیر و سرانجام ‏قرار می گیرد، از چنین الگویی آمده است. البته چنین چینشی سال‎ ‎هاست کارکرد خود را از دست داده و ‏مخاطب غیرحرفه ای را متوجه نمایشی بودن همه چیز‎ ‎کرده است. کشمکش، تعقیب و گریز، تیراندازی، ‏انفجار، گروگانگیری و ... از مولفه های‎ ‎مشترک فیلم های صرفاً اکشن هستند که در این فیلم هم وجود ‏دارد و تلاشی برای فراتر‎ ‎رفتن از محدوده آنها نشده است. جمشید هاشمپور، مهناز اسلامی، حسن ‏جوهرچی و اصغر‎ ‎محبی از بازیگران این فیلم بودند‎. ‎

‎"‎آقای‎ ‎رئیس جمهور‎" ‎محصول سال 1379 است. فیلمی که با تغییر زاویه ای کوچک متوجه‎ ‎رقابت های ‏سیاسی، شرایط متشنج و آشفته جامعه و دور افتادن یک رزمنده سابق و روزنامه‎ ‎نگار فعلی از آرمان ‏هایش شده است. حضور کاراکتری که شخصیت اصلی او در پرده می ماند‎ ‎تا افشاگری در مورد خیانتکار ‏بودنش یکباره صورت بگیرد و نهایتاً سیر تحولی که برای‎ ‎مصطفی ریاحی در نظر گرفته نشده، به نوعی ‏سیاست و این مباحث را در حد طرح یک موضوع‏‎ ‎نگه می دارد بدون آنکه آسیب شناسی شود و نهایتاً ‏پدرخوانده ای که بازی را می برد‎. ‎یوسف مرادیان، اردلان شجاع کاوه و مهشید افشارزاده بازیگران این فیلم ‏بودند‎. ‎

‎"‎نغمه‎" ‎محصول سال 1380 است. فیلمی با بازی حسین یاری،‎ ‎حمیرا ریاضی و فقیهه سلطانی که ‏حاشیه های احساسی زندگی یک جانباز را محور قرار می‎ ‎دهد. برخورد تصادفی محمود با دختر جوان زمینه ‏ای می شود برای ورود نگاه جوان امروز‎ ‎به گوشه و کنار زندگی قهرمان گذشته که موقعیت دراماتیک جذاب ‏و خاصی است‎. ‎

اما اشکال از‎ ‎جایی ایجاد شد که فیلمساز نقطه نظر خاص خود را به عنوان حکمی از پیش نوشته شده بر‎ ‎فیلم حاکم کرده و به گفته دیگر یک تنه به قاضی رفته است. وقتی به مخاطب فرصت داده‎ ‎نمی شود در ‏چینش موقعیت، روابط، مناسبات و ... کاراکترها را بشناسد و تغییر و‎ ‎تأثیرپذیری آنها را درک کند، چنین می ‏شود که از ابتدا با اختصاص رنگ قرمز در پوشش‎ ‎تا خودرو نغمه، حکم اغواگری او صادر شده و نهایتاً این نوع ‏نگاه به جانباز و همسرش‎ ‎هم تعمیم پیدا می کند، اما در جهت مخالف برای مثبت جلوه دادن آنها. فیلمی ‏که رو‎ ‎بودن نقطه نظرات و نگاه شعاری حاکم بر آن حتی بازی خوب بازیگرانش را هم کمرنگ می‎ ‎کند‎. ‎

‎"‎عروس‎ ‎افغان‎" ‎محصول سال 1382 است. فیلمی با رویکرد مثبت به ملت افغان و مصائبی‎ ‎که گرفتارش ‏هستند. از آن دسته فیلم هایی که تلاش می کنند هویت و اعتبار از دست رفته‎ ‎این مردم در کشورمان را ‏بازسازی کرده و به نوعی با ارجاع به ریشه، اصالت، مناسبات و‎ ‎البته روابط و روال خاص زندگی آنها به این ‏مهم دست پیدا کنند‎. ‎

قصه روایت‎ ‎زندگی گل محمد است که برای تهیه شیربها دختری که دوست دارد، به پاکستان می رود اما‎ ‎وقتی بازمی گردد که رژیم طالبان عوض شده و دختر مورد علاقه اش ازدواج کرده، اما این‎ ‎موضوع سوء ‏تفاهمی بیش نیست! فیلمساز برای ترسیم بستری مناسب برای نشان دادن تغییر‎ ‎وضعیت سیاسی ‏افغانستان و ... تمرکز خود را بر شکل گیری یک سوء تفاهم قرار داده در‎ ‎حالی که در عین مهم بودن ‏تصویرسازی از وضعیت واقعی جامعه افغان، پرداختن به جزئیات‎ ‎داستان پردازی و دراماتیزه کردن آن از ‏اهمیت خاصی برخودار است‎. ‎

وجهی که با‎ ‎قرار دادن یک سوء تفاهم به گونه ای سهل الوصول به دست آمده است. هر چند‎  ‎قرار گرفتن حسین یاری در نقش جوان افغان و گلاب آدینه و نورا هاشمی در نقش مادر و‎ ‎دختر افغان از ‏رویکردی نو و تازه برخوردار است و جذابیت خاصی دارد. این فیلم در‎ ‎جشنواره فجر همان سال به نمایش ‏درآمد ولی روی اکران عمومی را ندید‎. ‎

‎"‎جنگ‎ ‎کودکانه‎" ‎محصول سال 1383 است. فیلمی با بازی سلیمه رنگزن، یلدا قشقایی و‎ ... ‎که مسائل و ‏مشکلات جنگ زدگان عراقی را محور قرار می دهد و این بار قصد اعتبار‎ ‎بخشی به این ملت محروم و ‏درمانده را دارد. فیلمی که در جشنواره فجر همان سال به‎ ‎نمایش درآمد ولی هنوز به اکران عمومی ‏درنیامده است‎.

فیلم ماجرای‎ ‎پسر 12 ساله عراقی است که در پی حمله آمریکا به عراق همه خانواده خود را از دست می‏‎ ‎دهد و برادر یک ساله اش را هم گم می کند. او برای پیدا کردن برادرش به طرف مرز‎ ‎ایران می آید و با ‏رسیدن به اردوگاه مسائل و مشکلات خاصی را متحمل می شود. فیلمی که‎ ‎این بار هم با قضاوت از پیش ‏تعیین شده به نوعی برای مخاطب رو بازی می کند و اهمیت‎ ‎نشان دادن مصائب عرض مسیر نقطه قوت آن ‏است‎.
محمد توکلی

نظرات کاربران







نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر
 
تمامی کالاها و خدمات این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران می باشد.